در نگاه اول، مدیریت ممکن است ترکیبی از جلسات پیدرپی و نظارت بر امور جاری به نظر برسد؛ اما در لایههای عمیقتر، وظیفه حیاتی مدیران ارشد، تصمیمسازی استراتژیک برای آیندهای است که هنوز فر نرسیده. تصمیمات استراتژیک صرفاً انتخابهای روزمره نیستند، بلکه مسیر بقا یا فروپاشی یک سازمان را ترسیم میکنند.
به گفته هنری مینتزبرگ، از برجستهترین نظریهپردازان این حوزه، استراتژی یک «سفر فکری» است؛ مسیری که سازمان را از داراییهای شناختهشده به سمت فرصتهای ناشناخته هدایت میکند. برای پیمودن این مسیر، چهار رویکرد اصلی وجود دارد که در ادامه به تشریح دقیق هر یک میپردازیم.
۱. طراحی راهبرد انفعالی: مدیریت در سایه شانس
این سبک که در ادبیات عامیانه به آن استراتژی «باری به هر جهت» گفته میشود، فاقد هرگونه دوراندیشی است. مدیرانی که با این تفکر پیش میروند، شعارشان «هر چه پیش آید خوش آید» است. در این مدل، سازمان هیچ طرح پیشدستانهای ندارد و تنها زمانی واکنش نشان میدهد که با بحران یا تغییری ناگهانی مواجه شود.
- پیامدهای این سبک: سازمانهای تحت این مدیریت معمولاً با بوروکراسی اداری پیچیده، تورم نیروی انسانی و فعالیتهای موازی دستوپنج نرم میکنند. اتلاف منابع و هزینههای غیرمنطقی در این سازمانها به شدت بالاست، زیرا نقشه راهی برای هدایت انرژی سازمان وجود ندارد.
۲. طراحی راهبرد تطابقی: حرکت گامبهگام با محیط
در روش تطابقی، مدیر نه بر اساس شانس، بلکه بر اساس تغییرات پیرامون حرکت میکند. در اینجا سازمان به جای مبارزه با موجهای بازار، سعی میکند خود را با آنها همسو کند. این مدیران معمولاً با احتیاط زیاد عمل کرده و سرمایهگذاریهای سنگین و مخاطرهآمیز انجام نمیدهند.
- ویژگی بارز: تمرکز اصلی بر نیازهای لحظهای مشتریان و مراجعان است. مدیر تطابقی تنها زمانی قدم برمیدارد که ضرورت آن را حس کند. در تقابل با رقبا، این مدیران به جای حملات تهاجمی، به دفاع محتاطانه میپردازند تا جایگاه فعلی خود را حفظ کنند.
۳. طراحی راهبرد مدون و برنامهریزیشده: مهندسی آینده
این رویکرد، علمیترین شیوه مدیریت است. در این سبک، مدیر پیش از هر اقدامی، یک چارچوب دقیق و شفاف برای تصمیمگیری ترسیم میکند. همه چیز بر پایه تحلیلهای دقیق از نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدها (SWOT) بنا میشود.
- نحوه عملکرد: مدیرانی که از برنامهریزی مدون استفاده میکنند، محیط سازمان را به طور مستمر رصد کرده و برای سناریوهای مختلف، پاسخهای آماده دارند. در این روش، ابهام به حداقل میرسد و هر گام سازمان با آگاهی کامل از پیامدهای آن برداشته میشود. این سبک، نقطهی مقابل مدیریت انفعالی است.
۴. طراحی راهبرد ریسکجویانه: جسارت در خلق فرصت
رویکرد ریسکجویانه متعلق به مدیرانی است که معتقدند بهترین راه برای پیشبینی آینده، ساختن آن است. در این سبک، جدیت بر روی پیشدستی و نوآوری قرار دارد. مدیر ریسکجو منتظر نمیماند تا بازار تغییر کند، بلکه با تصمیمات جسورانه، قواعد بازی را تغییر میدهد.
- تفاوت با سایر روشها: برخلاف روش تطابقی که دفاعی است، این روش کاملاً تهاجمی و فرصتطلبانه (به معنای مثبت) است. این مدیران بیپرا در برابر رقبا قد علم میکنند و آمادهاند تا برای کسب سودهای کلان، چالشهای بزرگ را بپذیرند.
کدام راهبرد برای سازمان شما مناسب است؟
باید به این نکته کلیدی توجه داشت که مرز میان این چهار روش همیشه کاملاً بسته نیست. در دنیای واقعی، مدیریت موفق اغلب حاصل ترکیبی از این استراتژیهاست. برای مثال، ممکن است سازمانی در بخش تحقیق و توسعه (R&D) ریسکجویانه عمل کند، اما در بخش مالی، رویکردی مدون و برنامهریزیشده داشته باشد.
در فضای کسبوکار ایران، به دلیل نوسانات محیطی، روشهای انفعالی، تطابقی و ریسکجویانه بسیار رایج هستند. با این حال، حرکت به سمت طراحی مدون، گمشدهی بسیاری از سازمانهای بزرگ برای دستیابی به پایداری طولانیمدت است. در نهایت، انتخاب هر یک از این مسیرها به نبوغ مدیر در شناخت «زمان» و «مکان» بستگی دارد.
از آشفتگی تا نظم: راهنمای جامع سبکهای تصمیمگیری استراتژیک برای مدیران