کارآفرینی تنها به داشتن یک ایده درخشان یا پشتکار فردی خلاصه نمیشود. بسیاری از کارآفرینان هوشمند، با وجود درک عمیق از بازار و تکنولوژی، در برابر سدی محکم به نام «موانع ساختاری» متوقف میشوند. بر اساس مطالعات دانشگاه آکسفورد، موفقیت یک کسبوکار بیش از آنکه به نبوغ فردی وابسته باشد، به اکوسیستم اقتصادی و نهادهای حاکم بستگی دارد.
نهادها؛ قواعد بازی در میدان اقتصاد
منظور از نهادها، همان قوانین، مقررات و هنجارهای اجتماعی است که رفتار اقتصادی ما را شکل میدهند. این ساختارها میتوانند مانند سوخت برای موتور کارآفرینی عمل کنند یا مانند زنجیری بر پای آن باشند. در ادامه ۵ رکن اصلی که مسیر حرکت کارآفرینان را تعیین میکنند بررسی میکنیم:
۱. امنیت حقوقی و قوانین شفاف
کارآفرینی یعنی صرف زمان و انرژی امروز برای پاداش فردا. اگر قوانین مالکیت مبهم باشد یا فرآیند استخدام و اخراج ناعادلانه طراحی شود، اعتماد از بین میرود. بدون اعتماد، نه سرمایهگذار پولش را به خطر میاندازد و نه متخصصان بهترین توان خود را به کار میگیرند.
۲. کارآمدی دولت و ثبات سیاستها
دولتها باید مجری عدالت و تسهیلگر مسیر باشند. دولتهای ناکارآمد با سیاستهای لحظهای و تغییر مدام شاخصها، آینده را غبارآلود میکنند. وقتی آینده مبهم باشد، ریسک سرمایهگذاری به شدت بالا میرود و کارآفرینان بالقوه ترجیح میدهند عقبنشینی کنند.
۳. تضاد منافع و تمرکز قدرت
در بسیاری از اقتصادها، گروههایی که قدرت و داراییهای کلان را در دست دارند، با هرگونه تغییر مخالفت میکنند. از آنجا که کارآفرینی ذاتا ماهیتی «تغییردهنده» و نوآورانه دارد، با منافع صاحبان قدرت سنتی در تضاد قرار میگیرد. این گروهها با ایجاد انحصار، راه را بر شرکتهای کوچک و تازهتاسیس میبندند.
۴. فرهنگ سیاسی و اجتماعی
در جوامعی که موفقیتهای مستقل از بدنه قدرت به رسمیت شناخته نمیشود، کارآفرینی رشد نمیکند. اقتصادهای دولتی و بسته، فضایی برای خلاقیت بخش خصوصی باقی نمیگذارند و در نتیجه، نخبگان اقتصادی یا منزوی میشوند یا مهاجرت میکنند.
۵. نظام آموزشی و اقتصاد باز
آموزش باید بر پایه کارآفرینی و حل مسئله باشد، نه صرفاً حفظ کردن تئوریها. در کنار آموزش، یک اقتصاد باز اجازه میدهد ایدهها به سرعت با واقعیت بازار روبرو شوند. اقتصاد باز یعنی دسترسی برابر همگان به فرصتها و اطلاعات.
چرخه باطل فقر در کشورهای در حال توسعه
تحقیقات بر روی ۱۷۰ کشور نشاندهنده یک واقعیت تلخ است: در کشورهای فقیر، ترکیبی از حکومتهای بسته، فساد اداری و زیرساختهای ضعیف، ریسک کارآفرینی را به حدی بالا میبرد که عملاً انجام آن غیرمعقول به نظر میرسد. این موضوع باعث فرار سرمایه و نخبگان شده و فقر را پایدارتر میکند.
تفاوت رویکرد دولتها در سطوح مختلف توسعه
دولتها نباید برای همه جوامع یک نسخه واحد تجویز کنند، چرا که چالشهای کارآفرینی در هر سطح از توسعه متفاوت است:
- در جوامع با درآمد اندک: تمرکز اصلی دولت باید بر تضمین حقوق اولیه مالکیت و ایجاد زیرساختهای پایه مثل تلفن، اینترنت و سیستم حقوقی باشد تا کسبوکارهای کوچک معیشتی شکل بگیرند.
- در جوامع پیشرفته: چالشها از جنس متفاوتی هستند. در اینجا دولت باید در زمینههایی مثل امنیت اطلاعات، مقابله با انحصارهای تکنولوژیک، مدیریت برونسپاری و تسهیل تجارت بینالمللی نقش ایفا کند.
جمعبندی: امنیت، شرط اول نوآوری
کارآفرینی به خودی خود فعالیتی پرریسک است. اگر ساختارهای دولتی و نهادهای قانونی به جای کاهش رنجها، بر ریسکهای محیطی بیفزایند، انگیزه نوآوری خشک خواهد شد. دولتها با درس گرفتن از مدلهای موفقی مثل هند و چین، باید از نقش مداخلهگر به نقش هدایتگر تغییر موضع دهند.
چرا مسیر کارآفرینی در برخی کشورها مسدود است؟ تحلیل موانع ساختاری